کلمات قصار حضرت امام خمینی (ره)
کلمات قصار حضرت امام خمینی (ره)
اسلام و عمل ما
امروز اسلام بسته به اعمال شماست.
اسلام را معیار حرکتهاى خود قرار دهید.
از ما نمى پذیرند که ما اسلامى هستیم، مگر خودمان به اسلام عمل بکنیم.
الآن اسلام در دست ماست و ما پاسدار او هستیم، و اگر آسیب ببیند همه مامسئول هستیم، در بارگاه خدا همه مسئول هستیم.
بقیه در ادامه مطلب
من امیدوارم که مسلمین، و خصوصا سران مسلمین، از شعار به اسلام - که یک پوششى است براى عدم عمل بر احکام اسلام - دست بردارند و به اسلام به حسب آنچه که هست، فکر کنند و عمل کنند.
شما فکر این را بکنید که حافظ اسلامید نه حافظ خود.
بیرون برویم از این پوشش شیطانى به پوشش رحمانى; آن به این است که مامطابق نظام اسلام عمل کنیم.
شما مسلمانان متعهد، دین خود را به اسلام بزرگ و خداوند متعال ادا کردید،و راه وفادارى و فداکارى را به ما آموختید.
از اولیاى خدا تعلیم بگیرید که همیشه دنبال مکتب بوده اند، نه دنبال خودشان.
آن چیزى که سهل مى کند مشکلات را، این است که ما براى اسلام تحمل زحمت مى کنیم.
شما با اسلام این پیروزى را پیدا کردید و با اسلام باید این پیروزى را تعقیب کنید.
این قدرت اسلام و قدرت ایمان بود که مردم را به وحدت کشاند، و این وحدت و قدرت ایمان بود که مردم را به پیروزى کشاند.
بقیه در ادامه مطلب
اگر انسان بخواهد براى اسلام خدمت کند، نباید توقع این را داشته باشد که همه او را بپذیرند.
میزان در هر کس حال فعلى اوست.
اسلام نه ظالم بود و نه زیر بار ظلم مى رفت، و ما هم مى خواهیم این طورباشیم، که نه ظلم کنیم و نه زیر بار ظلم برویم.
با اتکا به تعالیم عالیه اسلام، و ایمان ما به مبادى بود که با دست خالى برهمه قواى شیطانى غلبه کردیم.
اگر این مملکت مسلمان بشود، تربیت، تربیت اسلامى باشد، هیچ قدرتى نمى تواند مقابلش بایستد.
اگر اسلام در این مملکت، احکام اسلام در این مملکت پیاده بشود، همه جهات مادى و معنوى تامین خواهد شد.
امروز وظیفه ماست که در برابر خطراتى که متوجه اسلام و مسلمین مى باشد، براى تحمل هرگونه ناملایمات آماده باشیم، تا بتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع نماییم، و جلو اغراض و مطامع آنها را بگیریم.
ما خودمان را باید فدا کنیم براى اسلام، آمال و آرزوهایمان را باید فدا کنیم براى اسلام.
امروز غریبترین چیزها در دنیا همین اسلام است، و نجات آن قربانى مى خواهد،و دعا کنید من نیز یکى از قربانیهاى آن گردم.
ملت اسلام عزیزان من، از فدایى دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام نهراسید; که این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیا و اولیاى آنان بوده. و خون ما رنگینتر از خون شهداى کربلا نیست که با مخالفت با سلطان جائر، که متمسک به اسلام بود و خود را خلیفه اسلام معرفى مى کرد، ریخته شد.
شما که براى اسلام بپاخاسته اید و جان و مال نثار مى کنید، در صف شهداى کربلا هستید، چرا که پیرومکتب آنانید.
اگر چنانچه اسلام به آنطورى که هست، و به آن طورى که خداى تبارک و تعالى اسلام را تاسیس کرده، اگر به آن طور اسلام پیاده بشود، فاتح مستعمرین خوانده مى شود.
پیغمبر بزرگ اسلام همه چیزش را فداى اسلام کرد تا پرچم توحید را به اهتزازدرآورد، و ما به حکم پیروى از آن بزرگوار، باید همه چیزمان را فدا کنیم تاپرچم توحید برقرار بماند.
همه باید تحت بیرق اسلام و تحت پرچم اسلام برویم، لکن نه به طور شعار، به طور واقع و به طور حقیقت.
اگر چنانچه احکام الهى در یک ملت پیاده بشود، باطل از آن ملت کوچ مى کند. و قتى مى توانیم با قدرتهاى بزرگ مقابله کنیم و آسیب پذیر نباشیم، که متعهدبه اسلام، متعهد به احکام اسلام باشیم.
کوشش کنید که احکام اسلام را هم عمل کنید و هم وادار کنید که دیگران عمل کنند.
اگر امروز اسلام - خداى نخواسته - لطمه ببیند، این گناهش به گردن همه ماست.
هى نگویید من، بگویید مکتب من.
مبادا از حرفهاى خارجیها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستى کنیم.
براى پیشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرودو از انگیزه هاى غیراسلامى است.
نگرانى من از این است که نکند سستى کنیم و در پیاده کردن اسلام، دقت لازم را ننماییم.
امروز اسلام در دنیا وضعى پیدا کرده است که اگر چنانچه -خداى نخواسته شکست بخورد، تا سالهاى طولانى، دیگر نمى تواند سرش را بلند کند; براى این که قدرتهاى بزرگ قدرت اسلام را فهمیده اند.
اگر -خداى نخواسته- در منبر شما چیزى بگویید که خودتان عاملش نیستید، ودر مسجد چیزى بگویید که خودتان بر خلاف او عمل مى کنید، مردم دلهایشان از شمامنصرف مى شود.
باید چشم و گوشمان را باز کنیم که با دست خودمان اسلام را از بین نبریم.
کوشش کنید که مصالح اسلام و کشور اسلامى را فداى منافع شخصى یا گروهى نکنید.
الآن یک وضعى داریم که اگر -خداى نخواسته- یک قدم کجى برداریم، این رابه اسم اسلام تمام مى کنند.
اسلام در دست ما امانت است، و ما موظفیم تا این امانت را حفظ کنیم.
کارى بکنید که آن اسلام عزیز، که امروز دست شماست، با یک صورت خوبى تحویل بدهید به اعقابتان، یک صورت مشوّه درست نکنید که بگویند همین بود.
اسلام نورانى است.
اسلام عزیز امروز به ما سپرده شده است، و شما باید این اسلام را نگه دارید وبه نسلهاى آتیه بسپارید.
کسى که براى رضاى خدا -ان شاء الله- مشغول انجام وظیفه است، توقع این رانداشته باشد که مورد قبول همه قرار گیرد، هیچ امرى مورد قبول همه نیست.
کسى که دنبال حق مى رود و براى رضاى خدا کار مى کند، نباید به فکر این باشدکه به او چه گفته اند یا چه مى گویند.
کسى که براى خدا کار مى کند، قیام براى خدا مى کند، این از هیچ چیز نبایدبترسد.
خداشناسى و عبودیت
غیر حق تعالى نور نیست ، همه ظلمتند.
ما از خدا هستیم همه.
همه عالم از خداست ، جلوه خداست ، و همه عالم به سوى او برخواهد گشت.
تمام مقاصد انبیا برگشتش به یک کلمه است و آن ، معرفت الله.
آرمان اصلى وحى این بوده است که براى بشر معرفت ایجاد کند.
بیشتر ناله اولیا ، از درد فراق و جدایى از محبوب است و کرامت او.
تمام کمالاتى که براى اولیاى خدا و انبیاى خدا حاصل شده است از این دل کندن از غیر ، و بستن به اوست.
آن چیزى که انسان را به ضیافتگاه خدا راه مى دهد این است که غیر خدا را کناربگذارد ، و این براى هر کس میسور نیست.
خودتان را متصل کنید به این دریا ، دریاى الوهیت ، دریاى نبوت ، دریاى قرآن کریم.
بدان که شکر نعمتهاى ظاهره و باطنه حق تعالى ، یکى از وظایف لازمه عبودیت وبندگى است که هر کسى به قدر مقدور باید قیام به آن نماید ، گرچه از عهده شکرحق تعالى ، احدى از مخلوقات برنمى آید.
پر واضح است که تسبیح و تقدیس و ثناى حق تعالى ، مستلزم علم و معرفت به مقام مقدس حق ، و صفات جلال و جمال است ، و بدون هیچ گونه معرفتى و علمى متحقق نشود.
از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق ، قدرتى را نپذیرند ، و جز ثناى حق، و آن که از اولیاى حق است ، ثناى کسى را نگویند.
بقیه در ادامه مطلب
اصل تمجید ، براى غیر خدا واقع نمى شود ، حتى شما که از یک گل تعریف مى کنید ،از یک سیب تمجید مى کنید ، این تمجید خداست.
مطمئن باشید که اگر کارهایتان از الوهیت سرچشمه نگیرد ، و از وحدت اسلامى بیرون بروید ، مخذول مى شوید.
اگر اغراض الهى داشتید ، مادى هم دنبالش هست ، اما این مادى ، دیگرالهى شده است.
تشخیص معیار الهى از شیطانى آن است که پس از مراجعه به خود ، بیابد که آنچه که او مى خواهد، نفس عمل است ، گرچه این کار را دیگرى انجام دهد.
توجه به خدا و هجرت از خود به خدا - که بزرگترین هجرتهاست - ، هجرت ازنفس به حق ، و از دنیا به عالم غیب شما را تقویت کرد.
پس از اتکال به خداوند، به قدرت خود که از اوست اعتماد و اتکال داشته باشید.
به شما مى گویم که از هیچ کس نترسید الاّ خدا ; و به هیچکس امید نبندید الاخداى تبارک و تعالى.
توجه به غیر خدا ، انسان را به حجابهاى ظلمانى و نورانى محجوب مى نماید.
غفلت از حق کدورت قلب را زیاد کند ، و نفس و شیطان را بر انسان چیره کند ، و مفاسد را روزافزون کند. و تذکر و یادآورى از حق دل را صفا دهد ، وقلب را صیقلى نماید و جلوه گاه محبوب کند ، و روح را تصفیه نماید و خالص کند ، و از قید اسارت نفس ، انسان را براند. و بدان که هیچ آتشى از آتش غضب الهى دردناکتر نیست.
همان طور که مکلفیم که خودمان را حفظ کنیم و خارج کنیم از ظلمات به نور ، مکلف هستیم دیگران را همین طور دعوت کنیم.
ما باید دعوت بکنیم و دعوت ما به خود نباشد ، دعوت به دنیا نباشد ، دعوت به خدا باشد.
درس را براى خدا بخوانید.
اگر انسان براى شهوات نفسانیه قیام بکند ، و براى خدا نباشد ، این کارش ،، به جایى نمى رسد این کارش، بالاخره فشل مى شود .چیزى که براى خدا نیست ، دوام نمى تواند داشته باشد.
خدا هست ; غفلت نکنید از او ! خدا حاضر است ، همه ما تحت مراقبت هستیم.
مقصد را مقصد الهى کنید ، براى خدا قدم بردارید.
همه عالم محضر خداست ; هر چه واقع مى شود در حضور خداست.
همیشه توجه داشته باشید که کارهایتان در محضر خداست ، همه کارها ! چشمهایى که بهم مى خورد ، در محضر خداست; زبانهایى که گفتگو مى کند ، در محضر خداست ;و دستهایى که عمل مى کند، در محضر خداست ; و فردا ما جواب باید بدهیم.
همه ما در محضر خدا هستیم ، و همه ما خواهیم مرد.
باید به قلبتان برسانید که هر کارى انجام مى دهید در محضر خدا هستید.
به قلوب محجوت و منکوس خود برسانید که عالم ، از اعلى علیین تااسفل السافلین ، جلوه حق - جل و علا - و در قبضه قدرت اوست.
نعمتهاى خدا امتحان است براى بندگان خدا.
آنى که انسان را از تزلزل بیرون مى آورد ، آن ، ذکر خداست.
به خدا متوجه شو ، تا دلها به تو متوجه شود.
صورت عمل میزان نیست ، آن چیزى که میزان است انگیزه عمل است.
مکلفى نیست در عالم ، که تحت آزمایش خدا و امتحان او نباشد.
هر کس در هر مقامى که هست و هر مسئولیتى که دارد ، همان مقام و مسئولیت ، امتحان اوست.
در اسلام معیار ، رضایت خداست ، و نه شخصیتها.
ما شخصیتها را با حق مى سنجیم ، و نه حق را با شخصیتها.
معیار ، حق و حقیقت است.
ما معیارها را باید معیارهاى الهى قرار بدهیم.
بیدار بشوید ملت ! بیداربشوید دولت ! همه بیدار باشید ! همه تان در محضرخدا هستید.
فردا همه باید حساب پس بدهید.
از روى خون شهداى ما نگذرید بدون نظر. و براى مقام دعوا نکنید با هم.
عالم محضر خداست ; در محضر خدا معصیت خدا نکنید.
در محضر خدا ، با هم دعوا نکنید سر امور باطل و فانى.
براى خدا کار بکنید و براى خدا به پیش بروید.
الآن ما همه در حیطه امتحان گذاشته شدیم.
انسان ممکن است چیزى را از چشم همه مخفى کند ، ولى همه چیز ما در نزد خداحفظ مى شود ، و اعمال ما را به خود ما برمى گرداند.
استناد به خدا بکنید .و این استناد به خدا ، تمام مشکلات را - ان شاء الله حل خواهد کرد.
تمام تکالیف الهیه الطافى است الهى ، و ما خیال مى کنیم تکلیف است.
ما باید بنده باشیم و همه چیز را از خدا بدانیم.
خداى تبارک و تعالى همه نعمتها را به ما عطا فرموده است ، و آن چیزهایى که عطا کرده در راه او باید صرف بکنیم.
ما همه از خداییم و باید در راه خدمت به او باشیم.
آن چیزى که آسان مى کند مصیبتها را ، این است که همه انسانها رفتنى هستند وهمه ماها رفتنى هستیم ، و چه بهتر که در راه خدا فدا بشویم.
ما و شما و همه ، هر چه داریم از خداست ، و هر چه توان داریم براى خدا بایدخرج کنیم.
قدس و فلسطین
بیت المقدس مال مسلمین و قبله اول مسلمین است.
همه باید بدانند که هدف دولتهاى بزرگ از ایجاد اسرائیل، تنها با اشغال فلسطین پایان نمى پذیرد، آنها در این نقشه اند که - پناه بر خدا - تمامى کشورهاى عربى را به همان سرنوشت فلسطین دچار کنند.
آیا سران قوم نمى دانند و ندیده اند که مذاکرات سیاسى با سیاستمداران قدرتمندو جنایتکاران تاریخ،قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد، و هر روزبر جنایات و ستمگریها افزوده خواهد شد.
ما طرفدار مظلوم هستیم، هر کسى در هر قطبى مظلوم باشد ما طرفدار آنهاهستیم، و فلسطینیها مظلوم هستند و اسرائیلیها به آنها ظلم کرده اند، از این جهت ما طرفدار آنها هستیم.
ما از مبارزات برادران فسطینى و مردم جنوب لبنان در مقابل اسرائیل غاصب کاملا پشتیبانى مى نماییم.
ملت مسلمان ایران و هیچ مسلمانى و اصولا هیچ آزاده اى اسرائیل را به رسمیت نمى شناسد ; و ما همواره حامى برادران فلسطینى و عرب خود خواهیم بود.
باید همه بپاخیزیم و اسرائیل را نابود کنیم، و ملت قهرمان فلسطین راجایگزین آن گردانیم.
روز قدس که همجوار شب قدر است، لازم است که در بین مسلمانان احیا شود ومبدا بیدارى و هشیارى آنان باشد.
مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه مستضعفین بدانند.
این آواى الله اکبر است، این همان فریاد ملت ماست که در ایران، شاه راو در بیت المقدس، غاصبین را به نومیدى کشاند.
اصولا این تکلیف همه مسلمین است که قدس را آزاد کنند و شر این جرثومه فسادرا از سر بلاد اسلامى قطع کنند.
مساله قدس یک مساله شخصى نیست، و یک مساله مخصوص به یک کشور و یایک مساله مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست ; بلکه حادثه اى است براى موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده.
قدس متعلق به مسلمین است و باید به آنان برگردد.
روز قدس روز اسلام است.
روز قدس روزى است که باید سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود.
روز قدس یک روز جهانى است، روزى نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است.
روز قدس روزى است که اسلام را باید احیا کرد.
روز قدس روز حیات اسلام است.
روز
قدس که آخرین روزهاى شهرالله اعظم است سزاوار آن است که همه مسلمانان جهان
از قید اسارت و بردگى شیاطین بزرگ و ابرقدرتها رها شده و به قدرت لایزال
الله بپیوندند.
ماهیت دولت آمریکا
ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم.
سلطه آمریکا تمام بدبختیهاى ملل مستضعف را به دنبال دارد.
آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است.
آمریکا مى گوید که ما در منطقه منافع داریم، چرا باید او در منطقه ما منافع داشته باشد چرا باید منافع مسلمین منافع آمریکا باشد ملل اسلام، از اجانب عموما و از آمریکا خصوصا متنفر است.
دنیا بداند که هر گرفتاریى که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است، از آمریکاست.
مهمترین و دردآورترین مساله اى که ملتهاى اسلامى و غیراسلامى کشورهاى حت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمریکاست.
همه گرفتارى هایى که ما داریم از دست آمریکا داریم.
همه مصیبت ما زیر سر آمریکاست.
آمریکا شماها را براى نفتتان مى خواهد، آمریکا شما را براى این مى خواهد که بازار درست کند، که نفتتان را ببرد و بنجلها را بیاورد به شما بفروشد.
دشمن اصلى اسلام و قرآن کریم و پیامبر عظیم الشان - صلى الله علیه و آله وسلم - ابرقدرتها، خصوصا آمریکا و ولیده فاسدش اسرائیل است.
آمریکا این تروریست بالذات دولتى است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده،و همپیمان او صهیونیسم صهیونیست جهانى است که براى رسیدن به مطامع خود، جنایاتى مرتکب مى شود که قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند.
تمام گرفتارى ما از این آمریکاست، تمام گرفتارى ما از این اسرائیل است.
رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما.
احساسات ایرانیان علیه ملت آمریکا نبوده، بلکه علیه دولت آمریکاست.
انبیاى الهى
انبیا آمدند که این قوه ها را بالفعل کنند ، انسان بالقوه ، انسان بالفعل بشود.
کوشش انبیا از اول تا آخر ، این بوده است که این موجود را ، به صراطمستقیم دعوت کنند و راه ببرند.
بعثت براى این است که اخلاق مردم را ، نفوس مردم را ، ارواح مردم را واجسام مردم را ، تمام اینها را از ظلمتها نجات بدهد ، ظلمات را بکلى کناربزند و به جاى او نور بنشاند.
انبیا آمدند که مردم را از ظلمات به نور دعوت کنند.
مساله بعثت ، یک تحول علمى عرفانى در عالم ایجاد کرد که آن فلسفه هاى خشک یونانى را ، که به دست یونانى ها تحقق پیدا کرده بود ، و ارزش هم داشت- و دارد - مبدل کرد به یک عرفان عینى و یک شهود واقعى ، براى ارباب شهود.
آن چیزى که انبیا مى خواستند، این بود که همه امور را الهى کنند ; تمام ابعاد عالم را ، و تمام ابعاد انسان را - که خلاصه عالم است ، عصاره عالم است - ; انبیا براى این آمدند که همه اینها را الهى کنند.
برکت وجود رسول اکرم برکتى است که در سرتاسر عالم ، از اول خلق تا آخر ،یک همچو موجودى با برکت نیامده است ، و نخواهد آمد.
پیغمبر اعظم است ، که از خودش هیچ نیست ، هر چه هست وحى ظل الله ;است.
صلوات و سلام خداى بزرگ بر حضرت عیس بن مریم ، روح الله و پیامبرعظیم الشان ، که مردگان را احیا و خفتگان را بیدار فرمود.
صلوات و سلام خداى بزرگ بر مادر عظیم الشان ، مریم عذرا ، و صدیقه حورا ، که با نفخه الهى ، چنین فرزند بزرگى را به تشنگان رحمت الهى تسلیم نمود.
خطاب به کشیشان، براى رضاى خدا و پیروى دستور حضرت مسیح ، یک بارناقوسها را در معابدتان ، به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدادرآورید.
انبیا اساس کارشان این بوده است که این حب نفس را - تا آن مقدار که ممکن است - سرکوب ، و نفسها را مهار کنند.
ما صلاح جامعه را مى خواهیم، ما تابع پیغمبرهایى هستیم که آمده اند براى اصلاح جامعه، آمده اند براى اینکه جامعه را به سعادت برسانند.
اگر تمام انبیا جمع بشوند در یک محلى ، هیچ وقت با هم نزاع نمى کنند.
اگر تمام انبیا - علیهم السلام- در یک عصر مجتمع مى شدند ، هیچ اختلافى نداشتند.
انبیا بنایشان بر این بود که دست به شمشیر نبرند الا براى آنها که علاجى ندارند جز شمشیر ، و فاسد مى کنند جامعه را.
منطق انبیا این است که اشداء باید باشند بر کفار و بر کسانى که بر ضد بشریت هستند ، بین خودشان هم رحیم باشند. و آن شدت هم رحمت است.
انبیا غصه مى خوردند براى کفار ، غصه مى خوردند براى منافقین ، که چرا بایداینها این طور باشند.
انبیا که مبعوث شدند اول با طبقه بالا مقابله کردند ; حضرت موسى با فرعون مقابله کرد.
طبقه بالا اولى هستند به این که مقابل شوند و هدایت بشوند.رابطه با آمریکا
روابط ما با آمریکا روابط یک مظلوم با یک ظالم است، روابط یک غارت شده با یک غارتگر است.
ما نه تحت حمایت آمریکا و نه تحت حمایت شوروى و نه تحت حمایت هیچ قدرتى نیستیم.
آنهایى که خواب آمریکا را مى بینند خدا بیدارشان کند.
آن روزى که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت.
ما نمى خواهیم آمریکا سرپرست ما باشد، ما نمى خواهیم همه منافع ملت را آمریکا ببرد.
مملکت اسلامى عار است که دستش را دراز کند طرف آمریکا، که شما نان ما رابدهید.
با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد.
آمریکا و شوروى اگر دخالت در امور داخلى ما نکنند و با ما روابط حسنه داشته باشند، با آنها روابط برقرار خواهیم کرد.اسلام خواهى
امروز اسلام به صورت یک مکتب مترقى که قادر است تمامى نیازهاى بشر راتامین کند و مشکلات او را حل نماید، مورد توجه همه مسلمین جهان، بخصوص ملت مسلمان ایران، قرار گرفته است.
شما براى اسلام قیام کردید و پشتیبان شما اسلام است. و کسى که پشتیبان اوقرآن است، و اسلام است، پیروز است.
ملت ایران با جان و خون خود اسلام را زنده کرد.
مقصود ما این است که هر جاى این مملکت برویم اسلام را ببینیم.
تمام مقصد ما اسلام است.
ملت ایران و ما مقصدمان این نیست و نبود که فقط محمدرضا برود، رژیم سلطنتى از بین برود، دست اجانب کوتاه بشود، اینها همه مقدمه بود، مقصداسلام است.
در سایه اسلام، ما مى توانیم مملکت خودمان را حفظ کنیم.
همه با هم قیام کردیم که اسلام را در اینجا زنده کنیم و - ان شاء الله - به سایر جاها هم صادر کنیم.
مملکت وقتى مملکت اسلامى است که تعالیم اسلام در آن باشد.
ما مسلمان هستیم، و مسلمان نمى تواند از اسلام بگذرد.
کشور اسلامى است و باید به موازین اسلامى عمل شود.
طاغوت را که از بین بردید باید به جاى آن یک مملکت اسلامى و یک مملکت الهى درست بشود; مقابل طاغوت، الله است، با رفتن طاغوت باید مملکت الله پیدا بشود.
امروز روزى است که اسلام باید تحقق پیدا کند.
ما براى آن نهضت کردیم که اسلام، و قوانین اسلام و قرآن، و قوانین قرآن درکشور ما حکومت کند.
اگر بخواهید از زیر قید گرفتاریهاى اجانب بیرون بیایید باید متشبث به اسلام شوید.
عمده مساله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان، که ما مى خواهیم جمهورى مان اسلامى باشد.
باید همان طورى که با زبان مى گوییم، قلب ما معتقد شده باشد به این که مامى خواهیم اسلام باشد.
ما چیزى نیستیم خودمان، هر چه هست اسلام است.
ما مى خواهیم که اسلام حکومت کند در این مملکت، احکام اسلام در این مملکت جریان پیدا بکند.
ما مى خواهیم یک مملکت اسلامى درست کنیم، ما نمى خواهیم یک مملکت غربى درست کنیم.
ما همه زنده ایم براى احیاى سنت پیغمبر اسلام و احیاى قرآن کریم، و باید دین خودمان را به اسلام ادا کنیم. تا همه احکام اسلام جریان پیدا نکند، ما در راهیم.
ما عدالت اسلامى را مى خواهیم در این مملکت برقرار کنیم.
ما براى اسلام قیام کردیم، همان طورى که در صدر اسلام پیغمبر اکرم ص براى اسلام قیام کرد، و آن قدرى که او در زحمت و رنج واقع شد ما نشدیم.
پشتوانه همه شما اسلام است، قرآن کریم است.
این نهضتها براى این است که احکام خدا جارى شود.
ما جمهورى اسلامى را مى خواهیم که احکام اسلام در آن جمهورى تحقق پیدا بکند.
جمهورى اسلامى معنایش این است که یک جمهورى باشد و قوانینش همان قوانین اسلام.
جمهورى اسلامى است، و باید همه چیزى ما اسلامى بشود.
امروز مملکت، مملکت اسلامى است و محتوا باید محتواى اسلامى باشد.
نهضت اسلامى است، و نهضت اسلامى محتوایش باید اسلامى باشد.
ما دنبال این هستیم که اسلام تحقق پیدا بکند، دنبال اسم نیستیم، که حالا که ما اسم جمهورى اسلامى پیدا کردیم کافى باشد است براى ما.
امیدوارم که خمینى از راه مستقیم اسلام، که مبارزه با قدرتهاى ستمگر است هیچ گاه منحرف نشود، و براى ثمر رساندن اهداف اسلام از پاى ننشیند.
ملت ما براى خدا شهادت مى خواهند.
خداوند حافظ ملتهاى اسلامخواه، در برابر تعدى قدرتهاى بزرگ است.
ملت ما که به خیابانها ریختند، به پشت بامها رفتند و شب و روز زحمت کشیدند، جوانهایشان را دادند، خونشان را دادند، براى اسلام بود; اگر اسلام نبود همچو کارى نمى کردند.
ملت رزمنده و شریف ایران خود را حاضر کرده است براى خدا همه چیز خودش رافدا کند.
ملتى که خود و همه چیز خود را براى اسلام مى خواهد پیروزمند است.
مقصد این است که کشور ما یک کشور اسلامى باشد ; کشور ما در تحت رهبرى قرآن، تحت رهبرى پیغمبر اکرم و سایر اولیاى عظام باشد بشود.
حق هر جا که هست باید دنبالش رفت و او را با آغوش باز پذیرفت.یاوران انقلاب خانواده شهدا، جانبازان ، آزادگان
ما از خدا هستیم همه ، همه عالم از خداست ، جلوه خداست ; و همه عالم به سوى او برخواهد گشت.
پس چه بهتر که برگشتش اختیارى باشد و انتخابى ، وانسان انتخاب کند شهادت را در راه خدا ، و انسان اختیار کند موت را براى خدا و شهادت را براى اسلام.
شما خانواده هاى شهدا، با شهادت افتخار آفرینان این مرز و بوم ، به جهان فهماندید که از همه عزیزان در راه اسلام خواهید گذشت.
خطاب به خانواده شهدا ، شما چشم و چراغ این ملتید.
امید است شما عزیزان خردسال ، که یادگار فداکاران در راه خداوند تعالى واسلام عزیز هستید ،چون پدران بزرگوار خویش خود را براى دفاع از اسلام بزرگ ومیهن عزیز مهیا سازید.
خانواده هاى شهدا و اسرا و مفقودین و جانبازان ، خود حافظ و نگهبان ارزش شهادت و ایثار بوده اند و بعد از این نیز - به یارى خدا - پاسدار آن خواهندبود.
شما خانواده هاى شهدا و معلولین و مجروحین ، نشان دادید که هرگز اجازه نمى دهید استعمار بر مقدرات این کشور سایه افکند.
شهداى انقلاب بزرگ ، چون شهداى صدر اسلام ، در پیشگاه مقدس ربوبى ، ارزشمند و مورد عنایت حق تعالى و اولیاى اسلام ارزشمند خواهند بود.
خدمت شما به آنها، خدمت به نبى اکرم است ، خدمت به انبیاست.
خطاب به مسئولین بنیاد شهید ، خدمت شما ارزشمندترین خدمتهاست.
این جانب هر وقت با این عزیزان معظم برخورد مى کنم یا وصیتنامه انسان سازشهیدى را مى بینم ، احساس حقارت و زبونى مى کنم.
قبور شهدا و اجساد و ابدان معلولان ، زبان گویایى است که به عظمت روح جاویدآنان شهادت مى دهد.
خطاب به فرزندان شاهد ،شما گواهان صادق و یادگاران عزمها و اراده هاى استوار و آهنین ، نمونه ترین بندگان مخلص حقید.
علاقه مندم که فرد فرد شما عالم و متخصصى متعهد براى اسلام ناب محمدى صلى الله علیه وآله و سلم - ، و مبارزى سرسخت علیه اسلام آمریکایى واسلام مرفهین ، و پرچمدار وفادارى براى ایثارگران و شهیدان خود باشید ;و بتوانید با چراغ علم و تقوا ، ظلمت نفاق و کج فکرى ها و تحجرها و مقدس مآبى ها را از دامن اسلام بزدایید.
کارنامه نورانى شهادت و جانبازى عزیزان شما ، گواه صادقى بر کسب بالاترین امتیازات و مدارج تحصیلى معنوى آنان است ، که با مهر رضایت خدا امضا شده است ; و کارنامه شما در گرو تلاش و مجاهدت شماست.
زندگى در مدرسه اراده است ، و شقاوت هر زندگى در دنیاى امروز ، و سعادت انسانى ، به اراده همان انسان رقم مى خورد.
مفقودین عزیز محور دریاى بى کران خداوندى اند ، و فقراى ذاتى دنیاى دون درحسرت مقام والایشان در حیرتند.
سلام گرم و محبت خالصانه ام را به این سرمایه هاى گرانبهاى انقلاب ، این یادگاران معلمین جاوید دانشگاه عشق و شهادت ابلاغ نمایید.
مبادا یک وقتى یک کلمه درشتى گفته بشود به این بازماندگان شهدا یا به این معلولین.
مجروحین و معلولین خود چراغ هدایتى شده اند که در گوشه گوشه این مرز وبوم ، به دین باوران راه رسیدن به سعادت آخرت را نشان مى دهند.
درود بر شما معلولان و مصدومان که اعضا و سلامت خود را در راه اعتلاى قرآن کریم از دست دادید.
شما خودتان زبان گویاى افتخار هستید ، زبان گویاى اسلام هستید.
آنهایى که براى خودشان و براى قدرت خودشان ، خون شما جوانها را و شمامعلولها را وسیله قرار مى دهند از فطرت انسانى خارجند.
هر چه انقلاب اسلامى دارد ، از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است.
هان اى شهیدان ! در جوار حق تعالى آسوده خاطر باشید ; که ملت شما پیروزى شما را از دست نخواهد داد.
اى بازماندگان شهداى به خون خفته ! و اى معلولان عزیزى که حیات جاوید را بانثار سلامت خود بیمه کرده اید! مطمئن باشید که ملت شما مصمم است پیروزى راتا اقامه حکومت الله و تا ظهور بقیة الله - روحى فداه - نگهبان باشد.جنگ و دفاع
در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاوید است که اکثریت آن، آمادگى لازم رزمى راداشته باشد.
ما مرد جنگیم و تسلیم براى مسلمان معنا ندارد.
مبارزات کشور ما عقیدتى است و جهاد در راه عقیده، شکست ناپذیر است.
باید با قدرت به پیش برویم و با قدرت، با همه کسانى که به ما مى خواهندتجاوز و تعدى کنند مبارزه کنیم.
ما مى گوییم، تا شرک و کفر هست مبارزه هست، و تا مبارزه هست ماهستیم.
تنها در سختیها و گرفتاریها و حقگوییها در مقابل قدرتهاى شیطانى است که مدعیان لاف زن از متعهدان بى سر و صدا، و خالصان فداکار از مغشوشان ریاکارمتمایز مى شوند.
قدرت نظامى و سلاحهان مدرن هرگز نمى تواند با خشم انقلابى و مقدس ملتها مقابله کند.
اگر فرماندهان پاکدامن متصدى امر باشند، هرگز براى دشمنان کشورها امکان کودتا یا اشغال یک کشور پیش نمى آید ; و یا اگر احیانا پیش آید، به دست فرماندهان متعهد شکسته شده و ناکام خواهد ماند.
اسلام وقتى هم که جنگ مى کرد، جنگ کردنش مثل جنگ کردن هاى کشورگشاهانبوده است که بخواهد یک کشورى را بگیرد، اسلام مى خواسته آدم درست کند.
ذکر فداکاریها و مجاهدات مجاهدین صدر اسلام، نه تنها در امروز بلکه تا ابداسلام را زنده نگه مى دارد.
در میدان جنگ از قلت عدد نترسید، از شهادت نترسید، هر مقدار که عظمت داشته باشد مقصود و ایده انسان، به همان مقدار باید تحمل زحمت بکند.
آن مذهبى که جنگ در آن نیست ناقص است.
ما را نترسانید از این که نظامى مى آوریم، ما نظامیهاى شما را دفنشان مى کنیم.
ما براى میهن عزیزمان، تا شهادت یکایک سلحشوران ایران زمین مبارزه مى کنیم، و پیروزى ما حتمى است.
آنها که تصور مى کنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفین و محرومان جهان، با سرمایه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد، با الفباى مبارزه بیگانه اند.
خدا به ما تکلیف کرده است که با این مخالفین اسلام و مخالفین ملت اسلام مبارزه کنیم.
ما تا آخرین نفس ایستاده ایم.
تکلیف ما این است که در مقابل ظلم بایستیم.
دفاع از مملکت اسلامى،دفاع از نوامیس مسلمین، از واجبات شرعیه الهیه اى است که بر همه ما واجب است.
دفاع هم یک حق مسلمى است که اسلام و غیراسلام براى انسان قائل است.
باید هشیار باشید که نباید ما دشمن را خوار و ضعیف بشماریم.
با اتکال به خداى قادر مجهز شوید به سلاح و صلاح، که خداى بزرگ با شماست.- ۹۴/۰۳/۱۳